آدم هاي ساكت
همه آدم هاي دنيا
هیچ پستی وجود ندارد.
هیچ پستی وجود ندارد.
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)
از نبرد سنگ و تيشه خسته بود و مي گذشت
تيشه فرهاد را بشكسته بود و مي گذشت
من چه دل باريده بودم، او چه نم نم! او چه خيس!
زير باران، دست از من شسته بود و مي گذشت
"ضرب" باران، رد پاي خيس او را "مي نواخت"
او ولي از "چنگ" باران رسته بود و مي گذشت
او سرا"پا" مي گذشت ومي گذشت و ميگذشت
من دلم، او كوله بارش بسته بود و مي گذشت
.......... شعر مهدي جابري
وسيع باش،
و تنها،
و سر به زير،
و سخت.
.
درباره من
مهدي جابري
نويسنده و روزنامه نگار كارشناسي زبان و ادبيات فارسي متولد 29 اردي بهشت 1360
مشاهده نمایه کامل من
آمار
پيوندها
روزهاي نارنجي (زرين رستمي وند)
شب نامه مهتاب (فريبا قائم خواه)
كانال ماهي (عابر)
تخته پاك كن (شهناز سلطاني)
يادداشت هاي خط خطي (كدي)
كلك بهار
از مرگ (پندار)
M
اتاق خاكستري (مهدي داوطلب)
غريزه اصلي (درناز)
سايه شمعدوني (DanDelion)
زاويه كج
ذهن آبي (بي كلاه)
آدم هاي ساكت 1 (مهدي جابري)